X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سلام البته سلامی متفاوت با گذشته

تو این مدت همش از غم و نارحتی و درد گفتم، دیروز که تولد 26مین سال زندگیم بود، خیلی با خودم فکر کردم که من 25 سال رو تموم کردم، فوقش 2تا 25 سال دیگه زنده ام که 25 سال آخرش پیریه و مکافات و زیاد مهم نیست، به عبارتی من نصف زندگیم رو گذروندم، نصفی که فقط به غم و غصه گذشته، اگه بخام بقیه اش هم اینجوری باشه پس کی زندگی کنیم؟؟

سعی میکنم دیگه متفاوت باشم، نمیخام دیگه از غم و غصه بگم، میخام از امید بگم و از عشق

مثل اسم وبلاگم امیـــــــد و عشــــــــــق.


درسته عشقم هم رفته، فکر نکنم با غصه خوردن برگرده، به نظر خودم هرکاری تونستم کردم که نره و اگه رفته برگرده، که نشد!!! ولی حتما حکمتی داشته، و بقول یکی از دوستای عزیزم:

گاهی گمان نمی کنی ولی میشود، گاهی نمیشود نمیشود که نمیشود ، گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است ، گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود ، گاهی گدا گدای گدایی و بخت نیست ، گاهی تمام شهر گدای تو میشود

پس اگه چیزی قسمتت نباشه نمیشه بزور بدستش آورد و اگه قسمت باشه بخواهی نخواهی خودش برمیگرده


باز هم به قول همان دوستم (همونی که ترکم کرد، چند ماه پیش بهم گفت):

گذشته ات رو بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حالت رو بگذرون و بدون ترس برای آینده آماده شو

(البته این نوشته ها رو اونم احتمالا از یه جایی کپی کرده وگرنه فکر نمیکنم اینقدر .......... باشه)


تو گذشته و رابطه ام اشتباهاتی داشتم که کلی ازشون درس گرفتم و مطمئنم که تو آینده به دردم میخوره و دیگه بیتجربگی نمیکنم. گذشته رو قبول میکنم و بااعتماد و بدون ترس برای آینده آماده میشم،البته با امید و عشق


اگر آدمی همیشه خدا رو همراه و یار خودش بدونه و احساس کنه که خدا باهاشه از زندگی لذت میبره، امیدوارم که خدا همیشه باهام باشه و شما دوستان عزیز هم کمکم کنید تا شاد باشیم.

شرمنده که زیاد شد، سرتون رو درد آوردم


(دوستایی هم که بدون اسم و مشخصات نظر میدن،از نظراتتون ممنونم، شرمنده که بعضی وقتا جواب نمیدم چون واقعا بعضی کامنتا رو نمیشه گذاشت اگه نشانی چیزی ازتون داشتم حتما جواب میدادم)




تاریخ : شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 | 11:49 ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات (2)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.