X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
تا مانده به تن هنوز جانی
برگرد به رسم مهربانی
ز من مگر چه دیدی
چرا تو دل بریدی
خزان بی بهارم
همیشه بی قرارم
اگر نیایی ای همه بهانه
به آتشم کشد غمه زمانه
روانه شو روانه شو روانه
بیا به سوی من بسوی خانه
روانه شو روانه بیا بسوی خانه
قسم به اشک و آهم
که جز تو رو نخواهم
به جز تو رو نجویم
پناه و تکیه گاهم
در انتظار ماندم
و دل به خون کشاندم
و ذره ذره جان را
به مرز خون رساندم
بگو زمن چه دیدی
چرا تو دل بریدی
خزان بی بهارم
همیشه بی قرارم




تاریخ : دوشنبه 12 دی‌ماه سال 1390 | 03:52 ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات (9)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.