X
تبلیغات
نماشا
رایتل

آخیش تموم شدم

نامردا من 18-19 دقیقه حمله کردم، ولی اونا مظلوم گیر آوردن یه ساعت و چهل دقیقه حمله کردن، مجبور شدم به دفاع سنگین

داور داخلیم که چیزی بارش نبود اصلا قانع هم نمیشد به هیچ شکلی، براش مقاله معتبر اینا آوردم، چیزی نداشت بگه میگفت به نویسنده ش ای میل بزن بگو این اشتباست، گفتم من که وکیل وصی مردم نیستم استاد یه دانشگاه معتبره کار کرده برم بهش گیر هم بدم

آخه بگو مرد حسابی بلد نیستی مجبوری گیر بدی؟؟؟ بشین سر جلسه بعدش پولت رو بگیر و برو دیگه


خلاصه به هر زحمتی بود دفاع کردیم و قراره بهمون مدرک کارشناسی ارشددددددد بدن


آها دوستامم مثل جماعت قحطی زده اومده بودن نشسته بودن فقط میخوردن، هیچی هم واسه من نزاشتن، یه آبمیوه با یه شیرینی فقط برام موند، اونم زود خودم رو رسوندم میز استادا اونجا باقی مونده بود







تاریخ : شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1390 | 11:30 ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات (11)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.